|
|
|
نمط دهم از کتاب الاشارات و التنبیهات ابنسینا |
|
نمط دهم از کتاب الاشارات و التنبیهات ابنسینا (درباره اسرار آیات، فصل 31)
نصیحه: ایاک ان یکون تکیسک و تبروک عنالعامه، هو ان تبری منکرأ لکل شیء. فذلک طیش، و عجز. و لیس الخرق فی تکذیبک ما لم یستبن لک، بعد جلیته، دون الخرق فی تصدیقک به ما لم تقم بین بدیک بینته. بل علیک الاعتصام بحبل التوقف، و ان ازعجک استنکار ما یرعاه سمعک، مالم تبرهن استحالته لک. فالصواب لن تسرحٍ امثال ذلک الی بقعه الامکان، ما لم یذدک عنه قائم البرهان. واعلم ان فی الطبیعه عجائب، و للقوی العالیه الفعاله، و القوی السافله المنفعله، اجتماعات علی غرائب. ترجمه دوری کن از این که ذکاوت و کیاست و تبری تو از عامه مردم این باشد که اعتراض کنی و هر چیز را انکار کنی. این سبکی و ناتوانی است. و تندروی تو در تکذیب آنچه هنوز برای تو روشن نشده کمتر از تندروی تو در تصدیق امر بیدلیل نیست. تو باید به رشته توقف چنگبزنی، هرچند که استنکار و بعید شمردن آنچه شنیدهای تو را تحریک میکند مگر آنکه دلیل برمحال بودن آن داشته باشی. پس بهتر است که امثال این سخنان را در حوزه امکان قراردهی تا آنکه برهان آن را مردود سازد. و بدان که در طبیعت پدیدههای شگفتانگیزی است، و از ارتباط میان قوای عالی فعال و قوای سافل منفعل عجایبی پدید میآید. شرح و تفسیر ابنسینا نصیحت میکند که هوش خود را در انکار بکار مبر و چنین مباش که هرچند شنیدی انکار کنی. انکار چیزی که دلیلی برمحال بودن آن نیست همچون تصدیق امر بیدلیل نادرست است. آدمی نباید زود انکار کند و زود تصدیق کند. باید انکار و تصدیق هر دو مبتنی بر دلیل باشد. و اگر چیزی شنیدی که دلیل برای آن نداری نه تصدیق کن و نه انکار، بلکه توقف کن تا برای یک طرف دلیل پیدا کنی. دنیا پر از عجایب است و قوای آسمانی با قوای زمینی گرد هم میآیند و غرایبی را پدید میآورند. الفصل الثانی و الثلاثون خاتمه و وصیه ایها الأخ، انی قد مخضت لک فی هذه الاشارات عن زبده الحق. و القمتک قفی الحک، فی لطائف الکلم. فصنه عین الجاهلین، و المبتذلین، و من لم یرزق الفطنه الوقاده، و الدربه و العاده، و کان سریرته، و استقامه سیرته، و بتوقفه عما یتسرع الیه الوسواس، و بنظره الی الحق، بعین الرضا و الصدق، فاته ما یسالک منه مدرجا، محزا، مفرقا، تستفرس مما تسلفه، لما تستقبله، و عاهده بالله، و بایمان لامخارج لها، لیجری فیما ناتیه مجراک، متاسیا بک. فان اذعت هذا العلم، او اضعته، فالله بینی و بینک. و کفی بالله وکیلا. ترجمه ای برادر، من در این اشارات حقیقت را برای تو آماده ساختم. و لقمههای لذیذ حکمت را با سخن دلپذیر غذای جانت کردم. پس آن را از جاهلان و آدمهای پست و کمهوش و کماستعداد و کمجرأت که میل او با افاکار عامه باشد یا از فیلسوفان بیدین که مگسان ناتوان این میدانند پاس دار. اگر کسی یافتی که پاک طینت و آدم درستی باشد و زود به طرف وسواس نمیشتابد و با چپ1م رضا و خوشنودی و صدق بهحق مینگرد، پس هر چه خواست بهتدریج و جزءجزء و تکهتکه در اختیار او بگذار تا آنچه قبلا گرفته باعث کنجکاوی وی در آنچه که خواهد گرفت، بشود. و او را در عهد و پیمان خدا و ایمان قرار ده تا نتواند عهد خود را بشکند تا مسیر تو را بپیماید و به تو تأسی کند. اگر این علم را شایع یا ضایع کنی خدا میان من و تو حاکم خواهد بود و واگذاری کار به خدا کافی است. شرح و تفسیر ابنسینا میگوید: در این اشارات مطالب فلسفی و حکمی کردهام. آن را در اختیار هرکس قرارمده. در اینجا شش گروه را ذکر میکنیم تا نظر ابنسینا روشنتر شود: طالبانی که قدر حکمت را نمیدانند. ابنسینا آنان را افراد مبتذل میخواند. معتقدین به اضداد معارف حقیقی، و اینان جاهلان هستند. آدمهای خال از میل و گرایش، و اینها کسانی هستند که هوش و فطانت کافی ندارند. مقلدان و دنباله روان اضداد حقایق الهی و اینها کسانی هستند که تابع افکار عامهاند. مقلدان و دنبالهروهایی که به علوم یقینی جزم ندارند، اینان منتسبین به فلسفه و بیایمان به علوم یقینی و فرومایگانند. طالبانی که قدر معارف را میدانند. ابنسینا فقط دسته ششم را لایق آموختن حکمت میداند و برای آنان چهار شرط قید میکند: اول آنکه پاک طینت باشند. دوم آنکه درستکار باشند. سوم آنکه از گمراهی و لغزش احتراز کنند و بطرف وسواس نشتابند. چهارم آنکه با رضایت و صدق به سوی حقیقت بروند.
|
|
|
|
|
|
|
|
| کلیه حقوق این وب سایت متعلق به بنیادعلمی و فرهنگی بوعلی سینا می باشد |
|
|
|